تبليغاتX
انتظار

انتظار

هر آنچه نوشتنی باشد از اشک تا لبخند

عرض تبریک

سلام بر همه ی انسان های جهان و همه ی مسلمین از شیعه و سنی

 

این میلاد مبارک یعنی میلاد حضرت علی علیه السلام را بر همه ی انسان های عدالت جو تبریک عرض می کنم

به امید ظهور رهبر کل جهان مهدی صاحب زمان(ان شاء الله)

علی یارتان

 

+ نوشته شده در  89/04/05ساعت 21:29  توسط شیوا  | 

السلام علیک ایتها الصدیقه الشهیده

 

 

مادر حضرت بقیه الله (عج) غریبانه به شهادت رسید

 

+ نوشته شده در  89/02/22ساعت 18:52  توسط شیوا  | 

دعا براى تعجيل فرج

 

دعا براى تعجيل فرج، از چنان اهميتى برخوردار است كه امام

صادق(عليه السلام) مى‏فرمايند: هر كس، بعد از نماز صبح و نماز

ظهر، بگويد: «خداوندا! بر محمد (صلى الله عليه و آله وسلم) و

خاندان او درود فرست و در فرج ايشان تعجيل كن!»، نميرد تا قائم

را دريابد. دعا براى تعجيل فرج، دعاى هميشگى پيامبر اعظم

(صلى الله عليه و آله وسلم) و ائمه ي اطهار( عليهم السلام) و

ملائكه‏ى آسمان‏ها بوده و هست. به هر تقدير، كسانى كه

خواستار ديدن عصاره‏ى خلقت‏اند، بهترين آفريده‏ى خدا را طالب

حضورند، به دعا براى تعجيل فرج اش روى مى‏آورند؛چون، تأثير دعا

در نزديك شدن فرج را باور كرده‏اند. در امت‏بنى اسراييل، دعا،

سبب شد تا موسى (عليه السلام) صد و هفتاد سال زودتر از وقت

تعيين شده، براى نجات بنى اسراييل مبعوث گردد. در حالى كه در

اين امت، خود امام موعود (عليه السلام) هم اصرار بر ظهور دارند و

در چيدن پايه‏هاى آن، مخفيانه، كوشا هستند

 

+ نوشته شده در  89/01/08ساعت 21:21  توسط شیوا  | 

به همین سادگی!

گلی برای همه

+ نوشته شده در  89/01/03ساعت 12:15  توسط شیوا  | 

دل نوشته اي خودماني

 

هر روز غريبانه خستگي كوچه را به نظاره مي نشينم

تو در كدامين صبح به انتظار كوچه پاسخ خواهي داد؟

چه مست است آسمان از اشك چشمانت

چه سوزناك است عطر فضا

غربت همه جا پيچيده و هيچ كس نمي داند

كه تو چه هنگام مي آيي

از دست خود بيزارم كه چگونه به غريبي ات دامن مي زنم

از خويش بيگانه ام

بي حد در اين جهان از بي كسي آواره ام

دل تاب اين حزن را كي خواهد داشت؟

باز آي

جنس اين ظلمت نه سنگ است و نه شيشه

بسيار جاهلانه خود را فريب ميدهم

چرا چشمانم نمي بيند؟

+ نوشته شده در  88/10/11ساعت 15:7  توسط شیوا  | 

چندین مطلب

چرا انتظار در مسیحیت

 

به این دلیل که در مسیحیت، مهمترین آموزه ای که به آن فکر می شود، تحول است. تفکری که در ابتدائی ترین تا پیچیده ترین آموزه مسیحیان به چشم می خورد، آئین تحول است. خدائی که همچون مسیح بر زمین می شود تا بار گناهان آدمیان را بر دوش کشد تا شراب و نانی که در مراسم عشاء ربانی، تحول یافته و تجسید می شود. بنابراین تحول، یکی از بنیادی ترین آموزه های مسیح است که در انتظار به آخرالزمان نیز تجلی پیدا می کند. انتظار در نزد ما، این طور نیست که بنشینیم و صرفا دعا بکنیم که کسی بیاید (این متحجرانه است) و اینگونه نیست که سعی کنیم خودمان اوضاع دنیا را به هم بریزیم و خراب کنیم تا مقدمات ظهور منجی فراهم شود یا حتی دست به کار شویم تا همه دنیا همچون ما فکر کنند(این هم ظاهرا به نظر شما متجددانه است) بلکه متحولانه است. یعنی باید شما را از پوست و استخوان و خون جدا کند و شما ر ا با همه زندگی تان به چیزی تبدیل کند که جنبه خدایی شما را به ظهور برساند.

 

مسیح برای به فعلیت رساندن همین جنبه متحولانه است که به زمین آمد و این همان چیزی است که انسان را از حیوان جدا می کند. اینکه انسان می تواند متحول شود. همانطور که نان و  شراب متحول می شوند و تبدیل به چیز دیگری می شود.

 

چرا انتظار در مسیحیت

 

انتظار در مسیحیت به انتظار نشستن نیست. نه منعفل است و نه فعال. زیرا بر طبق آموزه های مسیحیت، انسان باید به گونه ای زندگی کند که امروز او با دیروز و فردا تفاوت نداشته باشد. همین امروز است که می توان فردا را بنا کرد و حتی گذشته را تغییر داد. شما می توانید گذشته را تغییر بدهید، حال را بسازید و آینده را به وجود آورید. اگر بدانید که در انتظار خودتان هستید، مسیح به روی زمین آمد تا این قوه درون شما را فعال کند. هر کدام از شما می تواند متحول شوید. از کار نکردن دست بکشید، به رشد و حرکت و فعالیت دست بزنید. خودتان را بشناسید، تا هر چیزی که پیرامونتان وجود دارد را بشناسید.

 

آینده انتظار

 

آینده مال ماست. هر چه که باشد، آن را به دست می آوریم. این ندای آسمانی است که ما را فرا می خواند. طوری متنظر باشید که شما را متحول کند و به گونه ای متحول شوید که چهان پیرامونتان را هم متحول کند. تحول در زندگی، تحول در مرگ و تحول در ایمان به مسیح. آینده مال ماست.

مطالب گرفته شده از:

http://www.emammahdi.com/researchworkshop.php

 

+ نوشته شده در  88/09/07ساعت 13:38  توسط شیوا  | 

 

 

 

+ نوشته شده در  88/09/05ساعت 15:29  توسط شیوا  | 

وقتی تو نیستی


وقتی تو نیستی
ملیحه سیف آبادی

تو نیستی
و انسان به طرز غریبانه ای عریان می شود
و تمام لحظه های شنیدن، کر...
«تو نیستی»
الفبای معصومانه ای است
در کالبد مسخ دفترمان جاری...
دنیا
آبستن کودکان عصیان
و عرصه بی دریغ پاییز گونه ای است
که زانوان سبز آزادی را
بارها زمین می زند
طنین آمدنت مگر
به سرودی بلند بدل کند
هجای سست عدالت را
سال ها ایستاده ایم
به بدرقه شانه هایت
در رواق هایی بی حوصله
و تو نیستی...

 

گرفته شده از :

http://www.noorportal.net/180/355/1012/26866.aspx

+ نوشته شده در  88/04/06ساعت 0:8  توسط شیوا  | 

نامه

دلم انگاری گرفته قد بغض یا کریما

 

عصر جمعه توی ایوون می شینم مثل قدیما

 

تو دلم می گم آقا جون تو مرادی من مریدم

 

من به اندازه وسعم طعم عشقتو چشیدم

 

کاشکی از قطره اشکت کمی آبرو بگیرم

 

یعنی تو چشمه چشمات با نگات وضو بگیرم

 

برای لحظه دیدار از قدیما نقشه داشتم

 

یه دونه هدیه ناچیز واسه تو کنار گذاشتم

 

یادمه یکی بهم گفت هر کی تنهاست توی دنیا

 

یه دونه نامه خوش خط بنویسه واسه آقا

 

کاغذ نامه رو بعدش توی رودخونه بریزه

 

بنویسه واسه مولاش : خاطرت خیلی عزیزه

+ نوشته شده در  88/02/16ساعت 13:19  توسط شیوا  | 

فقط عکس

 

Go to fullsize image

 

 

 

نظر آزاد ...

 

 

+ نوشته شده در  87/08/25ساعت 21:8  توسط شیوا  |